آموزش خنک کردن آب، ویژه ی افراد نابینا با همه ی طول و تفصیلاتش!

مقدمه

درود دوستان عزیزم، در سایت مفید دنیای سپید.
شاید در نگاه اول، انجام کارهایی مثل خنک کردن آب، کاری ساده و حتی از نگاه بعضی از ما آدمها بی اهمیت و پیش پا افتاده باشه اما واقعیت اینه که خیلی هم اینجور نیست!.
ما افراد نابینا در جامعه ای زندگی میکنیم که خدا رو شکر، به لحاظ شرایط جسمی در اقلیتیم؛ یعنی اکثریت جامعه ی ما به لحاظ جسمی با مشکل ما دست و پنجه نرم نمیکنند.
خب، متأسفانه این مشکل جسمی ما باعث شده تا این اکثریت مطلق عادی، به اشتباه در مورد ما خیلی زود قضاوت کنند و نابینا بودن ما رو به حساب ناتوانیمون بذارند.
البته این وسط، یه مشکل کوچولو هم وجود داره و اون هم بی انگیزگی خود ما در مورد انجام کارهای منزله.
این بی انگیزگی هم دو دلیل عمده داره:
۱٫ تحصیل کرده بودن اکثر ما نابیناها و این تصور نادرست که آدمهای تحصیل کرده رو چه به انجام کارهای زنانه و آدمهای بی سواد؟!،
۲٫ بی رغبتی نسبت به انجام امور زندگی، به خاطر ناراحتی از شرایط جسمی موجود.
دوستان عزیزم، حقیقت اینه که نه آدمهای تحصیل کرده از یادگیری کارهای شخصی و منزل بینیازند و نه غصه خوردن و طریق بی تفاوتی طی کردن مشکلی از ما حل میکنه!.
باور کنین، یه کوچولو اراده از طرف خود ما و جرأت پیدا کردن برای نشون دادن خودمون به خودمون و جامعه، میتونه خیلی از مشکلات پیش پای ما رو که فکر میکنیم چون نابینا هستیم واسه مون به وجود اومدن رو از سر راه ما برداره/فقط باید بخوایم و البته که باید از راهش وارد بشیم.
خود من، هر روز غروب که میشه، سه تا کار رو انجام میدم و همین سه تا کار باعث شده که مورد تحسین خانواده و اقوام واقع بشم:
اول، پهن کردن غالی توی بهارخواب خونه، دوم دم کردن چای که آموزشش رو قبلاً تقدیم کردم و میتونین با جستجو کردن عبارت «آموزش دم کردن چای» در قسمت جستجوی همین سایت هم اون آموزش رو جستجو کنین و سوم هم خنک کردن آب.
توضیح اینکه، از اونجایی که خونه ی ما به خاطر ازدواج کردن برادرها و خواهرهام و فرزند دار بودنشون، خونه ی مادربزرگ و پدربزرگ به حساب میاد، هر شب شلوغی و مهمونداری خاص خودش رو داره و خب به طور طبیعی وقتی اونها میان و میبینن که همه چیز توسط من براشون فراهم شده، حتماً من رو تحسین میکنن و این شگفتی شون رو از خونه بیرون هم میبرند و با دیگران در میون میذارن و دیدگاه بقیه رو هم در مورد ما افراد نابینا متحول میکنند.
من از شما سؤال میکنم، آیا تغییر نگاه جامعه در مورد ما افراد نابینا جز با همین تلاش ما به نتیجه میرسه؟!.
خب، اگه شما هم به این نتیجه رسیدین که باید جور دیگه به زندگی نگاه و رفتار کرد، لطفاً ادامه ی متن رو بخونین و تا پایان با من همراهی کنین تا با آموزش روش صحیح خنک کردن آب در خدمت باشم…
من تلاش میکنم تا با طرح تمامی جزءیات این کار به ظاهر ساده اما پر نکته، به همه ی سؤالات ممکنه جواب داده باشم/ان شا الله.
اگه دوستی احساس کرد که توضیحاتم خسته کنندهست، میتونه با زدن دکمه ی h به بخش بعدی آموزش بره و از خوندن اون لذت ببره.

نکته ی اول، استفاده از یخ

اولین نکته ای که باید به اون توجه داشته باشیم، استفاده از یخ برای خنک کردن آبه.
شاید بعضی از ما که برای اولین بار میخوایم آب خنک کنیم، تصور کنیم، میشه برای خنک کردن آب، از آب خنک یخچال، یعنی مثلاً آبی که در بطری و لیوان یا پیاله در یخچال وجود داره استفاده کرد و نیازی به انداختن یخ در آب نیست!.
این طرز تفکر درست نیست؛ چراکه همونجور که آب گرم در یخچال، به خاطر سرد بودن فضای موجود خنک شده، حتماً بعد از چند دقیقه قرار داشتن در گرمای فضای بسته ی کلمن هم گرم خواهد شد و خب از اونجایی هم که همه با هم آب نمیخورند و ممکنه یه کلمن آب خنک، تا ساعتها برای استفاده ی افراد آماده شده باشه، طبیعیه که در چنین شرایطی بعد از گذشت چند دقیقه از ریختن آب سرد یا خنک بدون یخ در کلمن، این آب گرم و غیر قابل آشامیدن خواهد شد!.

نکته ی دوم، اندازه ی یخ، متناسب با ظرف آب خنک

دوستان من، دومین نکته ای که باید رعایت کنیم اینه که بدونیم دقیقاً میخوایم تو چطور ظرفی آب خنک کنیم؟؛ چون اندازه ی یخی که ما برای خنک کردن آب استفاده میکنیم، با توجه به ظرفی که توش آب خنک میکنیم متفاوته.
رعایت نکردن این تناسب، قطعاً باعث میشه که آب ریخته شده در کلمن به خوبی خنک نشه.
اگر ظرفی که ما در اون آب خنک میکنیم، یه پارچ آب یا کلمن کوچیکه، برای خنک کردن آب در اون یه لیوان یخ کفایت میکنه اما اگه ظرف مورد نظر ما یه کلمن متوسط یا بزرگ باشه، باید از پیاله های یخی استفاده کنیم.
توضیح اینکه منظور این نیست که با لیوانهای یخ نمیشه در کلمنهای متوسط آب خنک کرد!؛ منتها برای خنک کردن آب در کلمنهای با اندازه ی متوسط یا بزرگ، اگر قرار به استفاده از یخهای موجود در لیوانهای یخچالی باشه، باید به نسبت هر پیاله، دو لیوان یخ استفاده کنیم.
خب، حالا تصور کنین، وقتی قرار باشه برای خنک کردن آب در مثلاً یه کلمن متوسط، از دو پیاله یخ استفاده کنیم، آیا چهار لیوان یخچالی یخ در یک یخچال وجود داره که به جای دو پیاله استفاده بشه؟.

نکته ی سوم، روش بیرون آوردن یخ از یخچال

یکی از نکاتی که حتماً باید رعایت کنیم، روش بیرون آوردن یخ از یخچاله.
واقعیت اینه که گاهی ظرفهای آبی که برای یخ زدن آب موجود در اونها در یخچال قرار دادیم، به خاطر دمای بسیار سرد یخچال، و وجود برفک در قسمت جا یخی یخ میزنند و انتهای اون ظروف به کف جا یخی میچسبند!.
در چنین اوقاتی اگر ظرف، فقط چند ساعت در جا یخی باشه، با مقداری فشار از کف جا یخی جدا میشه ولی اگر این زمان، به یکی دو روز یا بیشتر طول کشیده باشه، شاید بهترین کار برای جدا کردن ظرف یخ چسبیده به کف جا یخی، کشیدن سیم یخچال از برق و باز گذاشتن درب اون برای ورود گرما به داخل یخچال و آب شدن برفکهای یخ زدهست تا با این اتفاق، ظرف یخ زده هم از کف جا یخی جدا بشه.
(اگر در خانواده و با پدر و مادر زندگی میکنید، در این مورد خاص حتماً اونها رو در جریان بگذارید.
همچنین اگر برای حفاظت از یخچالتون از تغییر ناگهانی فشار برق از محافظهای مخصوص استفاده میکنین، ما خاموش کردن دکمه ی محافظ رو به جای جدا کردن سیم برق یخچال از پریز برق پیشنهاد میکنیم؛ چراکه در صورت رعایت این نکته، دیگه خطر برق گرفتگی برای شما هم وجود نخواهد داشت!.)
در صورتی که انگشت شما به خاطر یخ زدگی ظرف یخ به اون چسبید، هرگز اون رو به صورت ناگهانی از ظرف جدا نکنین تا خدایی نکرده پوست دست شما از اون جدا و زخم نشه.
با گرفتن محل چسبیدگی انگشت شما و ظرف یخ به زیر آب گرم مشکل حل خواهد شد.

نکته ی چهارم، روش جدا کردن یخ از لیوان یا پیاله

خب، تا اینجا ما ظرف یخ رو از جا یخی یخچال یا فریزر جدا کردیم و حالا میخوایم یخ اون رو در پارچ یا کلمن قرار بدیم.
خود من تا همین چند وقت قبل که روش صحیح خنک کردن آب رو بلد نبودم، تصور میکردم، باید ظرف یخ رو زیر آب و بالای سر پارچ یا کلمن بگیریم تا آب گرم با آب کردن یخهای بیرون ظرف و گرم کردن ظرف یخ و انقباض ظرف از اون جدا بشه و مستقیماً به داخل کلمن یا پارچ آب بیفته!.
البته اینکه باید ظرف یخ رو به صورت وارونه زیر آب لوله کشی بگیریم، کاملاً درسته اما قرار دادن کلمن زیر مسیر یخ، به طوری که یخ بعد از سر خوردن و افتادن از ظرف به داخل اون سقوط کنه، روش درستی نیست؛ چراکه اولاً این کار باعث میشه آبی که ما روی سطح ظرف یخی میریزیم تا منقبض بشه و یخ از اون خارج بشه، به داخل کلمن میریزه و این یعنی اینکه ما نمیتونیم دقیقاً مقدار آب داخل کلمن و حجم یخ رو با هم متناسب و تنظیم کنیم و در ثانی، با این روش، یخ که سفت و جامده با شتاب به داخل کلمن میفته و غیر از اینکه این شتاب باعث شکننده شدن یخ و سرعت بخشیدن به زودتر آب شدنش میشه، در طولانی مدت هم به کلمن آسیب میزنه و باعث شکسته شدنش میشه.
روش درست اینه که ما دستهامون رو قبل از شروع کار، یا نهایتاً قبل از قرار دادن ظرف یخ به زیر آب بشوریم و بعد در حالی که با یک دست ظرف یخ رو به صورت وارونه زیر آب گرفتیم، دست دیگه رو زیر ظرف و روی سطح یخ قرار بدیم؛ طوری که متوجه جدا شدن یخ از ظرف و البته مانع افتادن اون به داخل سینک ظرفشویی بشیم.
وقتی از جدا شدن یخ مطمئن شدیم، اون رو به صورت کامل از ظرف یخ جدا کنیم، یک بار به زیر آب بگیریم تا کاملاً تمیز بشه و بعد، در حالی که کلمن یا پارچی که قراره در اون آب خنک کنیم رو در شرایطی که خالی از آبه خم کنیم و یخ رو به آهستگی در درون اون قرار بدیم و با راست کردن تدریجی کلمن یا پارچ آب، یخ رو به انتهای ظرفی که قراره در اون آب خنک بشه هدایت کنیم.
دقت داشته باشیم که این روش، غیر از دو فایده ای که در بالا توضیح داده شد، از پاشیدگی آب به روی لباس، سر و صورت ما و همچنین اطراف جلوگیری میکنه!.

نکته ی آخر، تنظیم تناسب مقدار آب ریخته شده در کلمن یا پارچ آب با حجم یخ

این مرحله، حتماً مهمترین مرحله در خنک کردن آبه؛ به این خاطر که دقیقاً مهمترین نکته در این کار، رعایت همین اصل محسوب میشه.
مهمانهای شما، شاید متوجه روش خنک کردن آب توسط شما نشن و شما به هر حال، با رعایت نکردن بعضی از نکات توضیح داده شده ی قبل هم ممکنه بتونین کار رو تا این قسمت پیش ببرید اما اگر این اصل رعایت نشه، حتماً شما جلوی دیگران ضایع خواهید شد!.
تنظیم تناسب آب (منظور آب معمولی یا سرد و نه جوش) موجود در پارچ یا کلمن با حجم یخ، یعنی اینکه دقت کنید، در عوض هر مقدار یخ، بیشتر از یک و نیم تا دو برابر اون یخ آب در ظرف مورد نظر شما نریخته باشه.
یعنی اگر شما یک پیاله یخ به کلمن اضافه میکنید، آبی که روی یخ میریزید، بیشتر از دو پیاله نباشه!.
توصیه میکنم، مقدار آب ریخته شده در ظرف آب خنک رو به وسیله ی ظرفی که با اون یخ آوردید تنظیم کنید؛ یعنی با همون پیاله یا لیوانی که از جا یخی آوردید مقدار آبی که باید خنک بشه رو معین کنید.
مراقب باشید، ریختن آب، بیش از حد، غیر از اینکه باعث خنک نشدن اون میشه، یخ رو هم آب میکنه و خب در چنین شرایطی شما نه آب خنکی برای خوردن خواهید داشت و نه یخی که با اون آب خنک کنین و به قول معروف، هم از دوست خواهید ماند و هم از یار!…

نتیجه گیری

خب، خدا رو شکر حالا شما آب رو خنک کردید!.
توصیه میکنم، در صورت امکان، بعد از مقداری تکان دادن ظرف آب یخ، خود شما اولین کسی باشید که یک لیوان آب مینوشه تا خیالتون از خنک شدن آب راحت باشه!/نوش جان و گوارای وجود…. لطفاً ذکر بسم الله الرحمن الرحیم، قبل و سلام فرستادن بر حسین علیه السلام و یاران باوفاشون، به علاوه ی لعنت فرستادن بر یزید و سربازانش بعد از نوشیدن رو فراموش نکنین…./یا حسین شهید علیه السلام….

درباره محمد حسنی

سلام. من محمد حسنیم، نابینا، عاشق مذهب، اصولگرا اما به معنی واقعی کلمه، احمدی نژادیش!/خخ استقلالی دو آتشه! دیگه میشه گفت لیسانس تاریخ یا به عبارت بهتر، مهندسی اموات!، که کار واقعی ما اینه که از صبح تا شب میشینیم غیبت مرده ها رو میکنیم!. از علایق من، مسائل مذهبی، سیاسی، فوتبال، استقلال، تیم ملی آلمان!/خخخ و خلاصه اینکه عاشق امید ابراهیمی و مانوئل نویرم!. راه های ارتباط با من: نمیخواد، به چه دردتون میخوره آخه؟!/خخخ. امیدوارم که تو این سایت مفید و خلاصه کار درست، همکار و همیار خوبی واسه ی همدیگه باشیم/یا علی مدد...
این نوشته در آموزش, خانه داری, دسته‌بندی نشده, نابینایان ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

16 پاسخ به آموزش خنک کردن آب، ویژه ی افراد نابینا با همه ی طول و تفصیلاتش!

  1. رسول می‌گوید:

    سلام
    خیلی با وجودت حال کردم برادر
    سراسر صفایی
    سراسر عطر بهار نارنجی
    یک صفای غریب و دوست داشتنی
    خدا حفظت کنه ان شالله

    • محمد حسنی می‌گوید:

      سلام آقا رسول عزیزم.
      عید ازدواج بیبی حضرت زهرا سلام الله علیها و آقا امیر المؤمنین علی علیه السلام رو به شما تبریک میگم و براتون از خدای بزرگ بهترینها رو آرزو میکنم.
      داداش گلم، اولاً من در مخیله ی خودم هم تصور نمیکنم کاری که انجام داده باشم حتی ذره ای شایسته ی تقدیر این شکلی شما رو داشته باشه ولی باور کنین خیلی از شما متشکر و سپاسگزارم.
      میدونین، گاهی جمله ای محبت آمیز غصه های یک روز سخت و ناراحت کننده رو از دل آدمی دور میکنه/تشکر به خاطر بیان به شدت عاطفی و دلگرم کننده ی شما.
      حقیقت اینه که مؤمن آینه ی مؤمنه و این صفایی که فرمودید قطعاً از وجود گل و مبارک خود شماست که ممکنه شما در آینه ای هرچند کدر مثل من مشاهده بفرمایید؛ یا علی مدد و التماس دعا…

  2. فرهاد می‌گوید:

    واقعا حالت خوبه؟ تو میدونی اصلا چی نوشتی؟
    ببین من هیچ مشکلی باهات ندارماااا. فقط میدونی اگه افراد عادی بیان اینجا در مورد ما چی فکر میکنند؟
    برادر من! یعنی تو مطمئنی نابینا نمیتونه آب یخ درست کنه؟
    اینکه یکی از بدیهیترین کارهاست.
    نکن عزیزم. هرچی فرهنگسازی میشه که آقا جان من! نابینا میتونه خودش کارای خودشو بکنه، اینجوری بر باد نده. یکی ندونه فک میکنه ماها بلد نبودیم آب یخ درست کنیم، اونوقت تو اومدی به ما یاد دادی.
    از سر دلسوزی و دوستی میگم. خودتو مسخره خاص و عام نکن داداش گلم.

    • محمد حسنی می‌گوید:

      سلام آقا فرهاد عزیز.
      از ارسال دیدگاهتون سپاسگزارم.
      فرهاد آقای گل!، اینکه شما به عنوان یه نابینا هم کار خونه رو بلدین و هم دغدغه ی پرستیژ و شخصیت نابینایان همنوع رو دارین جای تقدیر و تشکر داره.
      دوست عزیزم، واقعیت اینه که اگر قراره ما نابیناها مستقل بشیم، باید اول بپذیریم که مستقل نیستیم و باید یه چیزهایی رو یاد بگیریم.
      داداشم، حقیقت اینه که در بین ما نابیناها هستند و زیاد هم هستند نابیناهایی که همین کار به زعم و خیال شما، پیش پا افتاده رو بلد نیستند و نیاز به آموزش صحیح دارند.
      نمونش خود من!.
      من تا همین دو سه ماه قبل این کار رو به طرز صحیحش بلد نبودم و رفتم پرسیدم و یاد گرفتم.
      خب چه اشکالی داره مگه؟!.
      هیچ کدوم از ما، اون زمانی که به دنیا اومدیم هیچ کاری بلد نبودیم و به تدریج و با توجه به علایق و ضرورتهامون رفتیم و یادش گرفتیم.
      حالا ممکنه یکی تو ده سالگی به این بلوغ برسه و یکی هم تو چهل سالگی!.
      این مهم نیست برادرم، مهم اینه که بپذیریم بلد نبودن‌مون رو و بریم یاد بگیریم و یاد بدیم.
      در مورد آبروی نابیناها شما خیالتون راحت.
      متأسفانه دیدگاه جامعه حتی در کلان‌شهرها اونقدر در مورد ما نابیناها در یک سری مسائل اشتباه و تأسف آور هست که حتی شما نمیتونین تصورش رو بکنین.
      مثلاً من یه دوست تحصیل کرده و شاغل در دستگاه های دولتی دارم که هم خدا رو شکر مهارتهای فنی خوبی داره و هم تمیز و مرتب هستند ایشون.
      با این همه، چند بار برای ایشون پیش اومده که ازشون سؤال شده شما خودت میری حموم یا خانمت حمومت میده؟!.
      باور کنین هدف اون دوستان توهین به ایشون نبوده هااا، این واقعیت جامعهست.
      البته خوبه بدونین همین آموزش آب خنک کردن بنده، حتی به درد افراد بینا هم میخوره؛ چراکه لا اقل خود من این مورد رو کم ندیدم که افراد بینا آب رو اصولی خنک نمیکنند.
      ببین عزیز دلم، آب خنک کردن رو شاید همه بلد باشیم ولی اصولی این کار رو کردن خیلی فرق میکنه با فقط خنک کردن آب!.
      کاش شما بدون غرض این مطلب رو تا آخر بخونین تا متوجه نکات ریز موضوع بشین.
      وانگهی، شما اطمینان داشته باشین که این کار، به آسونی ضبط یه سری آموزشهای نرم افزاری در سایتهای نابینایان نیست و تازه قطعاً مفیدتر از اونهاست.
      ان شا الله پیروز باشید.

  3. سلام محمد جان.
    بابت آموزشت واقعا متشکرم.
    البته من که کارم از شما سخت تر هست.
    آخه هر روز صبح خانم کدبانو این کار رو انجام میدن و من همیشه زحمت خوردن رو به عهده دارم. خخخخخخخخ

    • محمد حسنی می‌گوید:

      سلام سید!/آقا عید جدتون مبارک!.
      بیا و یه عیدی ای چیزی بده به ما به جای این تیکه انداختنا!/خخخ.
      لطفاً اگه وقت کردی طرز «اصولی! خخخ» خوردن آب رو آموزش بده!/خخخ.
      آخه ممکنه یکی آب رو از راه دماغش برفسته تو حلقش و یکی هم از راه چشم و یکی هم از راه گوشهاش!/خخخ.
      باور کن تجربه نشون داده از هر سه ی این راهها آب به حلق میرسه!/خخخ.
      قبول نداری، وقتایی که سرما خوردی میتونی امتحان کنی!/خخخ.
      البته قطره های چشم و گوش هم نمونه های خوبی هستن!/خخخ.
      حقته تا تو باشی و منو به خاطر آموزش «اصولی!/خخخ» آب خنک کردنم دست نندازی!/خخخ.
      ولی از شوخی گذشته، واقعاً این آموزش رو لازم میدونم.
      حتی اگه به من باشه، بستن بند کفش و گره زدن نایلون رو هم آموزش میدم؛ چراکه اولاً من میشناسم دوستان نابینایی رو که به مرز سی سالگی و بعد از اون رسیدن ولی هنوز خیلی از کارای ابتداییشون رو هم نمیتونن انجام بدن و خب ایرادی هم نداره؛ بالاخره باید یاد بگیرند و در ثانی، کی گفته همه ی اونایی که میان تو این سایت، حتماً تو یه گروه سنی خاصی هستند؟!.

  4. وااااااااای دیگه چی داداش!
    منو تیکه انداختن؟
    بابا ای ول داری آخه من فقط شوخی کردم همین داداش
    وگرنه خیلی هم آموزشت کاربردی بود.
    من بیناهایی رو دیدم که وقتی میخوان آب یخ درست کنن زحمت جدا کردن یخ رو از لیوان به خودشون نمیدن و خیلی راحت لیوان رو میندازن توی فلاسک و یا پارچ
    نابیناها که دیگه جای خود داره!
    آخه اگر ما این چیزا رو به هم یاد ندیم میخواییم از کجا یادشون بگیریم؟
    حالا اگر بینا بودیم خب از روی دست بقیه یاد میگرفتیم.
    اما حالا که از دیدار اطرافیان و کارهاشون محرومیم باید چیکار کنیم؟
    مثلا همین غذا خوردن ساده رو در نظر بگیر،
    همه راه دهن خودشون رو بلدن، اما کی چه جور غذا بخوره درسته نه این که صرفا غذا بخوره.
    جدا چندتا بینای دلسوز دور و بر ما هستن که این نکات رو به طور صحیح بهمون یاد بدن؟
    هرکی میخواد خوشش بیاد و هرکی میخواد بدش بیاد و مسخره کنه تو کار خودت رو بکن و حتم داشته باش که به درد خیلی ها هم میخوره.
    یادمه یه عزیز بی ادبی که صلاح ندیدیم کامنتش رو منتشر کنیم یک سری انتقاد به این پست داشتن که باور کنی تمام مشکلاتی که روزانه باهاش دست و پنجه نرم میکنه رو نوشته بودن که ما برای حفظ آبروی این عزیز و افشا نشدن رازشون کامنتش رو منتشر نکردیم اما همینجا بهشون قول میدیم که در اولین فرصت جواب تکتک سوالاتشون رو به صورت خوصوصی براشون ارسال میکنیم تا ایشون هم مثل افراد عادی جامعه به زندگی روزمره شون برسن و مشکلاتشون حل بشه.
    خلاصه داداش تو به کارت ادامه بده و بدون که خیلی ها دغدغه شون همین کارهای به ظاهر پیش پا افتاده است و حتما جواب خیلی از سوالاتشون رو توی همین پست ها دریافت میکنن.

    • محمد حسنی می‌گوید:

      سلام دوماد!، عیدت مبارک!.
      ها اونو میگین؟!/خخخ.
      حکایت بعضیا حکایت همون بنده ی خداییه که به کشیشه گفت بابای من میگه ما از خاک خلق نشدیم…
      بیخیال داداش؛ دست خودش نیست.
      میگم ولی ممنون که منظورمو توضیح دادی.
      میدونی، همیشه انجام صرف کار ملاک نیست؛ بعضی وقتها چطور انجام شدن کار هم خیلی مهمه.
      مثلاً همین نماز خوندن!.
      همه میخونیمش خدا رو شکر ولی همین عبادت ساده و همه فهم، دو هزار و پونصد تا حکم شرعی داره.
      یعنی دو هزار و پونصد سؤال و جواب واسش نوشتن مراجع تقلید!.
      خوردن هم همینجوره.
      خوردن فقط فرو دادن لقمه نیست و کلی آداب و تشریفات داره واسه ی خودش.
      باید رعایت کرد و خب تا یاد نگیریم نمیتونیم رعایت کنیم.
      برای یاد گرفتن هم باید پذیرفت که بلد نیستیم.
      چه ایرادی نداره بلد نباشیم.
      خب یاد میگیریم دیگه/خخخ.
      من برم که فک کنم آرامبخشهای نشسته دارن تأثیرات خودشونو میذارن/خخخ.

  5. قمبر می‌گوید:

    نمیدونستم اینقدر تجربه داری سعی میکنم توی قهوه خونه قمبر بفرستمت سر کار

  6. قمبر می‌گوید:

    دوست گرامی نابینا مثل بقیه هستش با این وضعیت که شما نوشتید باید آموزش خوردن آب و شیرین کردن چای برای چای شیرین خوردن را هم بذاری که دوستان از گشنگی و تشنگی نمیرن

    • محمد حسنی می‌گوید:

      سلام عزیز.
      تشکر به خاطر نقد مؤدبانه تون.
      باریک الله.
      من فکر میکنم بعضیها از شما یاد بگیرن.
      به نظر من، شما حق دارین هر چیزی حتی خدایی خدا رو هم به نقد و سؤال بکشین ولی خب با لحنی مناسب و در جای خودش.
      البته بالتبع من هم برای خودم دلایلی دارم و با نظر شما موافق نیستم؛ چراکه اولاً من خودم نابینام و هم ده سال در مدرسه ی شبانه روزی نابینایان با همنوعان خودم زندگی کردم و هم اینکه چهار ساله که تو فضای مجازی باهاشون همراهی دارم.
      خخخ/به قول اون دختره نماینده ی تهران تو مجلس، «آیا این برای شما کافی نیست؟.»/خخخ.
      ولی از این صحبتها هم که بگذریم، برای نمونه، ما حتی اگه به زندگی شخصی افرادی مثل طاها حسین، وزیر فرهنگ مصر هم برگردیم، میبینیم که ایشون تا مدتها حتی در زمان شهرت ملی و جهانیشون به خاطر اینکه غذا خوردن با قاشق و چنگال رو بلد نبودند، در اماکن دیپلوماتیک غذا نمیخوردند! و خب اینو تو کتاب ادبیات فارسی دوم دبیرستان همین چند سال قبل هم میشه پیدا کرد و چیز عجیبی نیست.
      غیر از او، جناب ابلعلی معری از ادیبان به نام عرب هم مشکلی شبیه به این داشتند!.
      ضمن اینکه باز تأکید میکنم، من نابینام و میدونم مشکلات بعضی از دوستان نابینا چیان.
      ببینین، من خودم از همون روزای اول کلاس آمادگی و پیشدبستانی امروزی، خودم به حمام میرفتم ولی خبر دارم از دوستی که دهه ی سوم زندگی رو هم شروع کرده اما در مورد استحمام کردن مشکل داره.
      البته اینا وجود دارن ولی نه ننگند و نه توهین!.
      این مشکلات البته در افراد بینا هم کم و بیش هستند ولی در افراد نابینا چون بعضاً ناز پرورده ترند و اطراف خودشون رو نمیبینند و بیشتر مورد ترحم واقع میشن به طور واضحتری وجود داره.
      اما اون چیزی که ما نباید ازش غفلت کنیم اینه که نباید هیچ دسته ای رو به خاطر موضوعی که درش عمومیت نداره و به اصطلاح مشکل همه نیست سرزنش کرد.
      متأسفانه ما آدمها اینجوریم: فلان قوم خرند چون فلان رفیق من که از اون دستهست فلان اشتباه رو مرتکب شده!.
      فلانیها چشم ناپاکند چون فلانی که عضو اونهاست چشم ناپاکی کرده!.
      فلانیها بیغیرتند چون فلان مکان تفریحی که در بین اونهاست، افراد بد پوشش در اونجا رفت و آمد دارند!.
      خب مشکل این نوع نگاهه، نه اینکه ما بیاییم صورت مسأله رو پاک کنیم!.
      من دیدم نابینای پونزده شونزده ساله یا کمتر و بیشتر که از بس بدنش به خاطر بلند شدن موهای زائد زیر بغلش بو میده که نمیشه بهش نزدیک شد!.
      خب واقعیت اینه که او خودش هم نمیخواد وضعش این باشه ولی نمیدونه باید چه کار کنه و به کی بگه!.
      البته دیدم نابینایی رو هم که از او کوچیکتره ولی لباس و بدنش بوی گل محمدی میده!.
      خب مطمئناً او هم این بوی خوش رو مادرزاد به ارث نبرده و رفته آموزش دیده.
      خب چه اشکالی داره من به اون دسته ای که بلد نیستن آموزش بدم؟!.
      اونی هم که بلده، به جای نق زدن و فحش دادن، یا از این مطلب بگذره، یا بیاد بخونه و ایرادات مطلب منو تو کامنتها متذکر بشه.
      دقیقاً مثل جناب احمدرضای عزیز که مطالب چای دم کردن و ظرف شستن منو نقد میکرد!/آیا به نظر شما این بهتر نیست؟!.

  7. محسن چاوشی می‌گوید:

    سلام آقای حسنی. ای ول داری برادر.

    • محمد حسنی می‌گوید:

      سلام داداشم!/خودتی داش محسنم؟!/خخخ.
      اگه راس میگی یه بار بگو رعدیم و میغریم!، تیغیم و میبریم!؛ فریاد ما پشت کوهو تکون میده!…/خخخ تا آخر سرود خلیج ایرانی رو برو ببینم خودتی یا یکی داره اداتو در میاره!/خخخ.
      تشکر دارم واست برادر!…

  8. شهاب می‌گوید:

    سلام آقای حسنی.
    من به عنوان یه نابینا واقعا به خاطر این مطلبت ازت مچکرم.
    راستش خود من تا قبل از این نمیتونستم این کارا رو انجام بدم ولی وقتی این پستو خوندم هم یه چیزی یاد گرفتم و هم امیدم به خودم بیشتر شد.
    لطفا بازم از اینجور پستها بذار.
    چه اشکالی داره یکی که یه کاری رو بلده به بقیه هم یاد بده؟.
    هرکی هم ناراحته میتونه اینجا نیاد و این پستو نخونه ولی حق نداره به جای همه نظر بده.

    • محمد حسنی می‌گوید:

      سلام شهاب جون!.
      بابا این حرفا چیه دادا؟!.
      این مطلبم قااابلتو نداشت و نوش جونت!/بازم بیا اینجا و یه حااالی بهمون بده!.
      اون دوستامونم نظرشونو گفتن و خب نباید به دل گرفت دیگه!/خخخ بخند تا دنیا به روت اوق بزنه! چیزه ینی بخنده! خخخ.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً این معادله ی امنیتی رو هم حل کنین تا مطمئن بشیم یه وقت خدایی نکرده رباط نیستین! *