در فراق یار، غزلی از آقای ابراهیم چاووشی به صاحت مقدس حضرت ولی عصر (عج)

ندیده ایم چنین در تمام دوران ها
کسی که مثل تو باشد عزیز انسان ها

عجیب نیست اگر زیر پرچمت بشوند
مطیع امر تو بلقیس ها سلیمان ها

چنان به سمت تو ماندیم خیره ای خورشید
که گفته اند به ما ” آفتاب گردان ها ”

و در نبود تو گفتیم از عذاب قفس..
شبیه حبسیه هایی که سعد سلمان ها

تو را گرفته در آغوش و از جهان سیریم
چنان که جان به کفان گل اند، گلدان ها

چهار فصل بدون تو سرد و بی روح است
بیا که با تو بهاران شود زمستان ها

شاعر : ابراهیم چاوشی

درباره هادی ضیایی فر

سلام. من هادی ضیایی فر هستم. من متولد 15 خرداد سال 1368 هستم. در حال حاضر مشغول درس خواندن در مقتع فوق لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی هستم. از بدو تولد نابینا به دنیا آمدم.
این نوشته در ادبی, شعر, مذهبی ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به در فراق یار، غزلی از آقای ابراهیم چاووشی به صاحت مقدس حضرت ولی عصر (عج)

  1. مرسی هادی جان
    لایک داری داداش با این شعر قشنگ و دلنشینت.

  2. محمد حسنی می‌گوید:

    سلام هادی عزیز. اولاً غزل زیبایی بود، ما شا الله به حسن سلیقه ی شما و البته به شاعر این شعر زیبا اما از این حرفها زیباتر اینه که باز با مطلبی در مورد امام زمان (عج) در جمعه ای دیگه، چراغ نام و یاد آقا رو روشن نگه داشتی/ما شا الله و لا حول و لا قوت ألا بالله، تشکر و التماس دعا برادرم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً این معادله ی امنیتی رو هم حل کنین تا مطمئن بشیم یه وقت خدایی نکرده رباط نیستین! *