دنیای پس از مرگ قسمت اول

مقدمه ی من

به نام تنها حامی و ناجی در دنیا و آخرت.
سلام به دوستان گلمون در سایت دنیای سپید.
انشاالله هرجای این دنیای خاکی هستید زیر سایه پر مهر خدای مهربون باشید.
دوستان چند روز قبل داشتم به این فکر میکردم که ما آدما چقدر فراموش کار هستیم و گاهی اوقات نزدیکترین دوستمون، عزیزمون، همسایه مون و یا اقوامی که کلی خاطره باهاش داشتیم و روزها رو در کنارش زندگی کردیم رو بعد از مرگش خیلی راحت فراموش میکنیم و فقط یه لحظات خاصی اونم با یاد آوری یه خاطره و یا یه کلام حرفی که بعد از خودش به جا گذاشت یادی ازش میکنیم و دیگه به قول معروف حاجی حاجی مکه.
واقعا ما چرا اینطوری هستیم؟
خیلی وقتا میشینم و با خودم فکر میکنم که جدا الان اونا کجان؟
چیکار میکنن؟
اصلا مگه میشه که همش از بعد مرگشون تا اون زمانی که بهش میگن روز محشر اونا مشغول عذاب کشیدن و یا خوش گذروندن باشن؟
همین باعث شد تا برم دنبال یه سری کتابهایی که توی این زمینه نوشته شده و روایاتی که از ایمه (ع) نقل شده چون هیچی معتبر تر از اونا نیست و شاید من و امثال منی که دنبال سوالهای بالا هستمرو به جوابم برسونه.
برای همین تصمیم گرفتم که حالا که خدای مهربون لطفی کرده و این سایت رو در اختیارم گذاشته من هم روزهای پنج شنبه رو که روز یاد کردن اموات هست رو با پستی در همین زمینه در خدمت دوستانم باشم و ثواب این کار رو هدیه میکنم به روح همه ی اموات و پدر و مادرم.
شاید به لطف خدا کسی با خوندن این پستها متحول بشه و حد اقلش یادی از امواتش بکنه که هم ثوابی به روح اون مرحوم برسه و هم بیشتر مواظب اعمالش باشه.
دوست دارم تا جایی که ممکنه این پست با عنوان بالا ادامه داشته باشه تا همه ی ما هرگز فراموش نکنیم که به کجا قراره بریم و چه اتفاقاتی منتظرمون هست.
خب از همه ی این حرفها که بگذریم یه کتاب خیلی خوب رو در این زمینه میخوام معرفی کنم که هم معتبر هست و هم جذاب که تصمیم گرفتم هر قسمت ازش رو توی پستهام قرار بدم تا هم خسته کننده نباشه و هم با هم مباحثش رو دنبال کنیم.
اسم کتاب هست منازل ال آخرۀ که اکثر ما ممکنه توی آرشیو کتابهامون داشته باشیمش و کمتر وقت و حوصله ی خوندنش رو داشته باشیم. اما اگر هر بار فقط قسمتی از کتاب رو بخونیم هرگز احساس خستگی نمیکنیم و مطالب آموزنده اش رو یاد میگیریم که هم به درد خودمون و آخرتمون میخوره و هم کسانی که ممکنه از دستشون داده باشیم و چشم امیدشون به دست ما باشه.

معرفی و مقدمه ی معلف

نام کتاب : منازل الآخره (حکایات و روایات مرگ و عالم پس از مرگ )
نام مؤ لف : خاتم المحدثین حاج شیخ عباس قمى (ره )
مقدمه مؤ لّف
الحمد لله رب العالمین و الصلاه والسلام على محمد و آله الطاهرین .
و بعد چنین گوید این فقیر بى بضاعت و متمسک به احادیث اهل بیت رسالت علیهم السلام عباس بن محمد رضا القمى – ختم الله له بالحسنى و السعاده – که عقل و نقل حکم مى کند شخصى که عزم سفرى نمود بایست زاد و توشه اى براى سفر خود مهیا کند به قدرى که در آن سفر بکار است ، آن وقت سفر کند پس بنابراین سفر آخرت که ما را در پیش است و به هیچ وجه چاره و گزیرى از آن نیست به زاد و توشه سزاوارتر است ؛ چنانکه روایت شده وقتى حضرت ابوذر غفارى رضى الله عنه به مکه معظمه مشرف شده نزد در کعبه ایستاد و به مردمى که براى حج از اطراف عالم آمده بودند و در مسجد الحرام جمع گشته بودند فرمود:
ایها الناس منم جندب بن سکن غفارى ، منم خیر خواه شما و مهربان بر شما، به سوى من آیید و به مردمى که دور او جمع شدند فرمود: اى مردم هر گاه یکى از شما اراده کند به سفرى برود هر آینه از زاد و توشه براى خود به حدى که در آن سفر لازم دارد بردارد و چاره اى از آن ندارد، پس هر گاه چنین است ، سفر آخرت سزاوارتر است به زاد و توشه براى آن ، پس مردى برخاست و گفت : پس ما را راهنمایى کن اى ابوذر. فرمود: حج حجه لعظائم الاءمور، و صم یوما لزجره النشور و صل رکعتین فى سواد اللیل لوحشه القبور. الخبر(۱)
و حضرت امام حسن مجتبى (ع) در موقع ارتحال خود به جناده بن ابى امیه فرمود: استعد لسفرک و حصل زادک قبل حلول اءجلک یعنى : مهیاى سفر آخرت شو و توشه آن سفر را پیش از رسیدن اجل تحصیل نما بلکه چون سفرت آخرت سفرى است بعید و هولناک و منزلهاى سخت و عقبات شدیده و جاهاى دشوار دارد محتاج است به زاد و توشه بسیارى که باید آنى از آن غفلت ننمود و شب و روز در فکر آن بود. چنانکه روایت شده که حضرت امیرالمؤ منین (ع) در هر شب هنگامى که مردم به خوابگاه خود مى رفتند صداى نازنینش به حدى بلند مى شد که صداى آن حضرت را تمام اهل مسجد و کسانى که همسایه مسجد بودند مى شنیدند و مى فرمود: تجهزوا رحمکم الله فقد نودى فیکم بالرحیل ؛ یعنى آماده شوید و اسباب سفر خود را مهیا کنید، خدا شما را رحمت کند، همانا منادى مرگ نداى ((الرحیل )) در میان شما بلند کرده پس توقف خود را در دنیا و بیرون از دنیا در حالى که با خود زاد و توشه اى از اعمال صالحه دارید کم کنید به درستى که در جلو شما گردنه هاى ناهموارى است یعنى جاهاى بسیار دشوار و منزلهاى هولناک است که باید از آنها عبور کنید و چاره اى هم ندارید.
اینک ما به بعضى از آن عقبه هاى سخت و منزلهاى هولناک اشاره مى کنیم و بعضى از چیزها که براى سختى ، و هول آن محل سودمند است بطور اختصار در ضمن چند فصل ذکر مى کنیم ؛ و اگر حق تعالى مرا توفیق داد و مهلتى در اجل حاصل شد شاید انشاء الله کتابى مفصل در این باب تصنیف کنم و اگر چه در این زمان اشخاصى را نمى بینم که از روى جد و حقیقت طالب این نحو مطالب باشند و به همین ملاحظه این مختصر را نیز با حال افسردگى و کم رغبتى نوشتم و از حق تعالى تاءیید و توفیق خود را مسئلت مى نمایم ؛ انه قریب مجیب .

قسمت اول

فصل اول : مرگ
این منزل پیچ و خمهاى دشوار دارد، اینک ما به دو نمونه از آن اشاره مى کنیم :
مرحله اول مرگ ، شدت جان کندن است ؛ و جاءت سکره الموت بالحق ذلک ما کنت منه تحید(۲) این مرحله اى است بسیار دشوار که شدائد و سختیها از هر طرف به محتضر رو مى کند؛ از طرفى شدت مرض ‍ و درد و بسته شدن زبان و رفتن قوا از اندام ، از طرف دیگر گریستن اهل و عیال و وداع آنها با او و غم یتیمى و بى کس شدن بچه هاى خود، از طرف دیگر غم جدا شدن از مال و منزل و املاک و اندوخته ها و چیزهاى نفیس ‍ خود که عمر عزیز خود را صرف به دست آوردن آنها کرده و چه بسا که بسیارى از آنها مال مردم بود که با ظلم و غصب ، آنها را مالک شده و چقدر حقوق بر اموال او تعلق گرفته و نداده ، حال ملتفت خرابیهاى کار خود شده که کار گذشته و راه اصلاح آنها بسته شده ؛ فکان کما قال اءمیر المومنین (ع) یتذکر اءموالا جمعها اغمض فى مطالبها و اخذها من مصر حاتها و مشتبهاتها قد لزمته تبعات جمعها و اءشرف على فراقها تبقى لمن وراءه ینعمون بها فیکون المهناء لغیره و العب ء على ظهر(۳) و از طرفى ترس ورود به جائى که غیر از این دنیا است و چشمش چیزهایى را مى بیند که پیش از این نمى دید فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید(۴) حضرت رسول و اهل بیت او و ملائکه رحمت و ملائکه غضب را حاضر مى بیند تا درباره او چه حکم شود و چه سفارشى نمایند، و از طرف دیگر، شیطان و یارانش براى آنکه او را به شک اندازند جمع شده اند و مى خواهند کارى کنند که بى ایمان از دنیا برود، و از طرفى وحشت از آمدن ملک الموت دارد که آیا به چه هیئت خواهد بود، و به چه نحو جان او را خواهد گرفت الى غیر ذلک . قال اءمیرالمؤ منین (ع): فاجتمعت علیه سکرات الموت فغیر موصوف ما نزل به .
شیخ کلینى از حضرت صادق (ع) روایت کرده که حضرت امیرالمؤ منین (ع) را درد چشمى عارض شد حضرت رسول صلى الله علیه و آله به عیادت آن حضرت تشریف برد او را دید که صیحه و فریاد مى کشد، فرمود که آیا این صیحه جزع و بیتابى است یا از شدت درد است ؟ امیرالمؤ منین (ع) عرض ‍ کرد یا رسول الله من هنوز دردى نکشیده ام که سخت تر از این درد باشد. فرمود یا على چون ملک الموت براى گرفتن روح کافر نازل شود سیخى از آتش را با خود بیاورد و با آن سیخ روح او را بیرون کشد پس صیحه کشد! حضرت امیرالمؤ منین چون این را شنید برخاست و نشست و گفت : یا رسول الله دوباره حدیث را بر من بخوان سپس گفت آیا از امت شما کسى به این نحو قبض روح مى شود؟ فرمود بلى حاکمى که جور کند و کسى که مال یتیم را به ظلم و ستم بخورد و کسى که شهادت دروغ دهد.
و اما چیزهائى که سبب آسانى سکرات موت است از جمله :
شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت کرده که فرمود هر که بخواهد که حق تعالى بر او سکرات مرگ را آسان کند باید صله ارحام و خویشان خود کند، و به پدر و مادر خود نیکى و احسان نماید، پس هر گاه چنین کند خداوند دشواریهاى مرگ را، بر او آسان کند و در حیات خود فقر به او نرسد.
و روایت شده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله نزد جوانى بهنگام وفات او حاضر شد پس به او فرمود: بگو: لا اله الا الله ، آنگاه زبان آن جوان بسته شد و نتوانست بگوید، و هر چه حضرت تکرار کرد باز نتوانست بگوید؛ پس حضرت به آن زنى که کنار جوان بود گفت : آیا این جوان مادر دارد؟ عرض کرد: بلى من مادر او مى باشم فرمود: آیا تو بر او خشمناکى ؟ گفت : بلى و الان شش سال است که با او سخن نگفته ام حضرت فرمود که از او راضى شو. آن زن گفت رضى الله عنه برضاک یا رسول الله (۵) و چون این کلمه را که مُشعِر بر رضایت او بود از پسرش گفت ، زبان آن جوان باز شد. حضرت به او فرمود بگو: لا اله الا الله گفت : لا اله الا الله حضرت فرمود چه مى بینى ؟ عرض کرد: مرد سیاه قبیح المنظر با جامه هاى چرکین و بدبو که نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته . حضرت فرمود: بگو: یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الکثیر اقبل منى الیسیر واعف عنى الکثیر انک انت الغفور الرحیم (۶) آن جوان این کلمات را گفت آن وقت حضرت به او فرمود: نگاه کن چه مى بینى ؟ گفت : مردى سفید رنگ ، نیکو صورت ، خوشبو با جامه هاى خوب را مى بینم که به نزدم آمده و آن سیاه پشت کرده و مى خواهد برود؛ حضرت فرمود: این کلمات را تکرار کن ، تکرار کرد، حضرت فرمود: چه مى بینى ؟ عرض کرد: دیگر آن سیاه را نمى بینم و آن شخص نورانى نزد من است ، پس در آن حال آن جوان وفات کرد.
مؤ لف مى گوید: خوب در این حدیث تاءمل کن ببین اثر عاق پدر و مادر چه اندازه است که این جوان با آنکه از صحابه است و شخصى مانند پیغمبر به عیادت او آمده و به بالین او نشسته و خود آن جناب کلمه شهادت به او تلقین فرموده ولى نتوانست آن کلمه را تلفظ کند مگر وقتى که مادرش از او راضى شد آن وقت زبانش باز شد و کلمه شهادت گفت .
و دیگر از حضرت صادق (ع) مروى است که هر کس جامه زمستانى یا تابستانى را بر برادر خود بپوشاند، خداوند او را از جامه هاى بهشتى مى پوشاند و سکرات مرگ را بر او آسان مى کند و قبرش را گشاد مى سازد.
و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است که هر که برادر خود را حلوائى بخوراند حق تعالى تلخى مرگ را از او برطرف مى کند.
و از چیزهائى که براى محتضر سودمند است خواندن سوره یس ، و الصافات و کلمات فرج (۷) است .
و شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت کرده که هر که یک روز از آخر ماه رجب روزه بگیرد، حق تعالى او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از ترس بعد از مرگ و از عذاب قبر ایمن گرداند و بدان که از براى روزه گرفتن بیست و چهار روز از رجب ثواب زیادى رسیده ؛ از جمله آنکه ، ملک الموت به صورت جوانى با لباس خوب با قدحى از شراب بهشت ، وقت قبض روح او حاضر مى شود، و آن شراب را به او بدهد تا سکرات مرگ بر او آسان شود.
و از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مرویست که هر کس در شب هفتم رجب چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعت حمد را یک مرتبه و توحید را سه مرتبه و سوره فلق و ناس را و بعد از فراغ ده مرتبه صلوات بفرستد و ده مرتبه تسبیحات اربعه بخواند حق تعالى او را در سایه عرش جاى مى دهد و به او ثواب روزه دار ماه رمضان عطا مى کند و برایش ملائکه استغفار مى کند تا از این نماز فارغ شود و جان دادن و فشار قبر را بر او آسان گرداند و از دنیا بیرون نرود مگر اینکه جاى خود را در بهشت ببیند و حق تعالى او را از فزع اکبر ایمن گرداند.
و شیخ کفعمى از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده است کس ‍ هر که هر روزه ده مرتبه این دعا را بخواند حق تعالى چهار هزار گناه کبیره او را بیامرزد و او را از سکرات مرگ و فشار قبر و هول قیامت نجات دهد و از شر شیطان و لشکرهاى او محفوظش بدارد و دینش ادا شود، و غم و همش ‍ زایل گردد این دعا این است :
اعددت لکل هول لا اله الا الله ، و لکل هم و غم ما شاء الله ، و لکل نعمه الحمد لله ، و لکل رخاء الشکر لله ، و لکل اعجوبه سبحان الله ، و لکل ذنب استغفر الله ، و لکل مصیبه انا لله و انا الیه راجعون ، و لکل ضیق حسبى الله و لکل قضاء و قدر توکلت على الله ، و لکل عدو اعتصمت بالله ، و لکل طاعه و معصیه لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم .
و بدان نیز که از براى این ذکر شریف ، هفتاد مرتبه فضل عظیم است از جمله آنکه وقت مردن او را مژده و بشارت دهند و آن ذکر این است : یا اسمع السامعین و یا ابصر الناظرین و یا اسرع الحاسبین و یا احکم الحاکمین .
شیخ کلینى از حضرت صادق (ع) روایت کرده که فرمود: از قرائت اذا زلزلت الاءرض زلزالها ملول نشوید زیرا که هر که این سوره را در نوافل خود بخواند حق تعالى زلزله بر او وارد نسازد و او را به زلزله و صاعقه و به آفتى از آفات دنیا نمیراند، و در وقت مردن او ملکى کریم از نزد حق تعالى بر او نازل شود و بالاى سر او بنشیند و بگوید: اى ملک الموت ، نسبت به ولى خدا مدارا کن زیرا که او مرا بسیار یاد مى کرد.
عقبه دوم عدیله عند الموت است
یعنى عدول کردن از حق به باطل در وقت مردن و آن چنانست که شیطان نزد محتضر حاضر شود و او را وسوسه کند و به شک اندازد تا او را از ایمان بیرون برد و از این جهت است که در دعاها استعاذه از آن شده و جناب فخر المحققین ، رحمه الله فرموده که هر کس بخواهد از آن سالم بماند استحضار کند ادله ایمان و اصول خمسه را با ادله قطعیه و صفاى خاطر و بسپرد آنرا به حق تعالى که در وقت حضور موت به او رد فرماید به این طریق و بعد از ذکر عقاید حقه بگوید:
اللهم یا ارحم الراحمین انى قد اءودعتک یقینى هذا و ثبات دینى و اءنت خیر مستودع و قد اءمرتنا بحفظ الودایع فرده على وقت حضور موتى . پس بر حسب فرمایش آن بزرگوار خواندن دعاى عدیله معروف و استحضار معنى آن در خاطر براى سلامت جستن از خطر عدیله عندالموت نافع است .
و شیخ طوسى رحمه الله از محمد بن سلیمان دیلمى روایت کرده است که به خدمت حضرت صادق صلى الله علیه و آله عرض کردم که شیعیان تو مى گویند: که ایمان بر دو قسم است : یکى مستقر و ثابت و دیگر آنکه به امانت سپرده شده است و زایل مى گردد، پس مرا دعائى بیاموز که هر گاه آنرا بخوانم ایمانم کامل گردد و زایل نشود. فرمود که بعد از هر نماز بگو: رضیت بالله ربا و بمحمد صلى الله علیه و آله نبیا و بالاسلام دینا و بالقرآن کتابا و بالکعبه قبله و بعلى ولیا و اماما و بالحسن و الحسین و على بن الحسین و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد والحسن بن على و الحجه بن الحسن صلوات الله علیهم اءئمه ، الله انى رضیت بهم اءئمه فارضنى لهم انک على کل شى ء قدیر.
و از چیزهائى که براى این عقبه سودمند است مواظبت به اوقات نمازهاى واجب است .
و در حدیثى است که در مشرق و مغرب عالم اهل بیتى نیست مگر آنکه ملک الموت در هر شبانه روز در اوقات نماز پنج مرتبه به ایشان نظر مى کند پس هر گاه کسى را که مى خواهد قبض روح کند از کسانى باشد که مواظب اوقات نماز است پس ملک الموت به او شهادتین را تلقین کند و شیطان را از او دور سازد.
و روایت شده که حضرت صادق (ع) براى شخصى نوشت که اگر بخواهى کارت بخوبى پایان پذیرد و بخوبى جانت گرفته شود پس حق خدا را بزرگ شمار و نعمتهاى او را در راه گناه مصرف مکن و از حلم خدا مغرور مشو و هر کس که مرا یاد کند و اظهار دوستى ما کند چه راست گوید یا دروغ گرامى بدار زیرا اگر دروغ گوید ضررش به خود او مى رسد.
حقیر گوید: که براى عاقبت بخیر شدن و از شقاوت به سعادت رسیدن خواندن دعاى یازدهم صحیفه کامله : یا من ذکره شرف للذاکرین تا آخر، و خواندن دعاى تمجید که در کافى و غیره نقل شده سودمند است و حقیر در کتاب باقیات الصالحات ساعات آن را نقل کرده ام ، و همینطور خواندن نمازى که در یکشنبه ذى القعده وارد شده ، و مداومت به این ذکر شریف خوب است : ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب (۸) و تسبیح حضرت زهراء را ادامه دهد و انگشتر عقیق در دست کند به ویژه اگر بر آن نقش محمد نبى الله و على ولى الله باشد و خواندن سوره قد افلح المؤ منون در هر جمعه ، و خواندن هفت مرتبه بعد از نماز صبح و نماز مغرب : بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم ، و آنکه در شب بیست و دوم رجب هشت رکعت نماز گزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و قل یا ایها الکافرونهفت مرتبه بخواند و بعد از فراغ ده مرتبه صلوات بفرستد و ده مرتبه استغفار کند.
و سید بن طاووس از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که هر که در شب ششم شعبان چهار رکعت نماز گزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و پنجاه مرتبه توحید بخواند روح او را با سعادت بگیرد و قبرش را وسیع گرداند و از قبر خود بیرون شود در حالیکه صورتش مثل ماه باشد. و مى گوید اشهد اءن لا اله الا الله و اءشهد اءن محمدا عبده و رسوله .
مؤ لف گوید: که این نماز بعینه نماز حضرت اءمیرالمؤ منین (ع) است که فضیلت بسیار دارد و من در این مقام شایسته و مناسب دیدم دو حکایت ذکر کنم :
((
نقل است که فضیل بن عیاض که یکى از رجال طریقت است شاگردى داشت که اءعلم شاگردان او محسوب مى شده ، وقتى ناخوش شد، هنگام احتضار، فضیل به بالین او آمد و نزدش نشست و شروع به خواندن یس کرد، آن شاگرد محتضر گفت : اى استاد این سوره را مخوان پس فضیل ساکت شد و به او گفت : بگو لا اله الا الله گفت : نمى گویم چون از آن بیزارم پس با این حال مرد. فضیل از مشاهده این حال بسى درهم شد، و به منزل خود رفت و بیرون نیامد؛ پس در خواب دید که او را به سوى جهنم مى کشند. فضیل از او پرسید که تو اءعلم شاگردان من بودى چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مردى ؟ گفت : براى سه چیز که در من بود اول نمامى و سخن چینى دوم حسد سوم آنکه من بیمارى داشتم که به طبیبى مراجعه کرده بودم ، او به من گفته بود که در هر سال یک قدح شراب بخور که اگر نخورى این بیمارى در تو باقى خواهد ماند. پس من به دستور آن طبیب شراب مى خوردم . به خاطر این سه چیز پایان کار من بد شد و به آن حال مردم .
مؤ لف گوید: که در ذیل این حکایت مناسب دیدم این خبر را ذکر کنم :
شیخ کلینى از ابوبصیر روایت کرده که گفت : ام خالد معبدیه بر حضرت صادق (ع) وارد شد و من در خدمت آن حضرت بودم ، عرض کرد فدایت گردم مرا درد شکم مى گیرد به طبیبان عراق مراجعه کردم آنها مرا سفارش به خوردن آبجو کردند ولى من از خوردن آن خوددارى کردم چون مى دانستم از آن کراهت دارید، پس دوست داشتم که از خود شما سوال کنم ، آن حضرت فرمود چه عاملى تو را از خوردن آن باز داشت ؟ گفتم من تا روز قیامت مطیع شما هستم . حضرت رو به ابى بصیر کرد و فرمود: اى ابا محمد آیا گوش نمى دهى به حرف این زن و مسائل او؟ سپس به آن زن فرمود تو را در خوردن حتى یک قطره از آن اذن نمى دهم ، همانا هنگام جان دادن از خوردن آن پشیمان خواهى شد. پس فرمود: آیا فهمیدى چه گفتم ؟
((
شیخ بهائى (ره ) در کشکول ذکر نموده که مرگ شخصى از ثروتمندان فرا رسید، در حال احتضار به او شهادتین تلقین کردند، او در عوض ، این شعر را خواند:
یا رب قائله و قد تعبتاءین الطریق الى حمام منجابو سبب خواندن او این شعر را عوض کلمه شهادت آن بود، که روزى زن عفیفه خوش صورتى از منزل خود در آمد که به حمام معروف منجاب برود پس راه حمام را پیدا نکرد و از راه رفتن خسته شد، مردى را بر در منزلى دید از او پرسید که حمام منجاب کجا است ؟ او اشاره کرد به منزل خود و گفت حمام این است آن زن به خیال حمام داخل خانه آن مرد شد. آن مرد فورا در را بر روى او بست و خواست که با او زنا کند. آن زن بیچاره دانست که گرفتار شده و چاره ندارد جز آنکه به تدبیر، خود را از چنگ او خلاص کند. لاجرم اظهار کرد کمال رغبت و سرور خود را به این کار و آنکه من چون بدنم کثیف و بدبوست که مى خواستم به حمام بروم ، خوبست که یک مقدار عطر و بوى خوش براى من بگیرى که من خود را براى تو خوشبو کنم و قدرى هم غذا بگیرى که با هم بخوریم ، و زود بیا که من مشتاق تو هستم . آن مرد چون کثرت رغبت آن زن را به خود دید مطمئن شد. او را در خانه گذاشت و براى گرفتن عطر و غذا از خانه بیرون رفت . چون آن مرد پا از خانه بیرون گذاشت آن زن از خانه بیرون رفت و خود را خلاص کرد. چون مرد برگشت زن را ندید و به جز حسرت چیزى عایدش نشد؛ الحال که آن مرد در حال احتضار است در فکر آن زن افتاده و قصه آن روز را در شعر عوض کلمه شهادت مى خواند.
اى برادر در این حکایت تاءمل کن و ببین چگونه اراده یک گناه این مرد را به هنگام مرگ ، از شهادتین منع کرد در حالى که کارى جز قصد زنا به آن زن نداشت .
و بدان که شیخ کلینى از حضرت صادق (ع) روایت کرده که فرموده : هر کس ‍ یک قیراط از زکوه را ندهد پس وقت مردن مى خواهد یا به مذهب یهود بمیرد یا نصارى . فقیر گوید: قیراط بیست و یک دینار است ، و قریب به همین مضمون در حق کسى که مستطیع باشد و حج نرود تا وفات کند وارد شده است .
((
از عارفى نقل شده که نزد محتضرى حاضر شد. حاضرین از او خواستند که محتضر را تلقین کند. او این رباعى را تلقین او کرد:
گر من گنه جمله جهان کردستم گوئى که به وقت عجز دستت گیرملطف تو امید است که گیرد دستم عاجزتر از این مخواه که اکنون هستم
یکى از منازل هولناک سفر آخرت ، قبر است که در هر روز مى گوید: اءنا بیت الغربه ، اءنا بیت الوحشه ، اءنا بیت الدود (یعنى ) منم خانه غربت ، منم خانه وحشت ، منم خانه کِرم .
عقبه اول وحشت قبر است :
در کتاب من لا یحضره الفقیه است که چون میت را به نزدیک قبر آورند فورا او را داخل قبر نکنند زیرا براى قبر هولهاى بزرگ است ، و حامل آن به خداوند از هول مطَّلَع پناه برد و میت را نزدیک قبر بگذارند و اندکى صبر کند تا آماده دخول شود؛ پس اندکى او را پیشتر برند و اندکى صبر کند. آنگاه او را به کنار قبر برند.
مجلسى اول در شرح آن فرمود: هر چند روح از بدن مفارقت کرده است و روح حیوانى مرده است اما نفس ناطقه زنده است و تعلق او از بدن کاملا زایل نشده است ، و خوف ضغطه قبر و سؤ ال منکر و نکیر و رومان فتّان قبور، و عذاب برزخ هست تا آنکه براى دیگران عبرت باشد و بیندیشد که چنین حادثه اى در پیش دارند…
و در حدیث حسن ، از یونس منقول است که گفت حدیثى از حضرت امام موسى کاظم (ع) شنیدم که فرمودند: چون میت را به کنار قبر مى برى ساعتى او را مهلت ده تا استعداد سؤ ال منکر و نکیر بیابد.
و روایت شده از براء بن عازب که یکى از معروفین صحابه است که ما در خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله بودیم که نظرش به جماعتى افتاد که در محلى جمع گشته بودند. پرسید براى چه مردم اجتماع کرده اند؟ گفتند براى کندن قبر جمع شده اند. براء گفت : چون حضرت اسم قبر را شنید در رفتن به سوى آن شتاب کرد تا خود را به قبر رسانید پس کنار قبر به زانو نشست . من به طرف دیگر مقابل روى آن حضرت رفتم تا ببینم چه کار مى کند، دیدم بشدت گریست آنگاه رو به ما کرد و فرمود: اخوانى لمثل هذا فاءعدوا یعنى اى برادران ما، براى خود چنین جائى تهیه کنید و آماده شوید.
شیخ بهائى نقل کرده که بعضى از حکما را دیدند که در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مى خورد. به او گفتند که این چه حالى است که از تو مشاهده مى شود؟ گفت چه گمان مى برید به کسى که به سفرى طولانى مى رود و بدون مونس به قبر وحشتناکى وارد مى شود و به حضور حاکم عادلى مى رود که حجتى ندارد؟
و قطب راوندى روایت کرده که حضرت عیسى (ع) پس از مرگ مادر خود مریم را صدا زد و گفت : اى مادر! با من سخن بگو؛ آیا مى خواهى که به دنیا برگردى ؟ گفت : بلى براى آنکه در شب بسیار سرد، براى خدا نماز گزارم و در روز بسیار گرم ، روزه بگیرم . اى پسر جان ! این راه بسیار خطرناک است .
و روایت شده که حضرت فاطمه صلوات الله علیها در وصیت خود به امیرالمؤ منین صلوات الله علیه گفت : چون من وفات کردم خودت مرا غسل بده و تجهیز کن و نماز گزار و مرا داخل قبر کن و در لحد بسپار و خاک بر روى من بریز و نزد سر من مقابل صورتم بنشین ، و قرآن و دعا براى من بسیار بخوان ؛ زیرا که آن سعادت وقتى است که مرده محتاج به اءنس گرفتن با زنده است .
و سید بن طاووس (رحمه الله علیه ) از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: ساعتى سخت تر از شب اول قبر بر میت نمى گذرد پس با صدقه دادن ، به مرده خود رحم کنید و اگر چیزى نیافتى که صدقه بدهى یکى از شما دو رکعت نماز گذارد و در رکعت اول فاتحه الکتاب را یک مرتبه بخواند و قل هو الله دو مرتبه و در رکعت دوم فاتحه را یک مرتبه اءلهیکم التکاثر را ده مرتبه و سلام دهد و بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد وابعث ثوابها الى قبر ذلک المیت فلان بن فلان پس حق تعالى همان ساعت هزار ملک به سوى قبر آن میت مى فرستد و با هر ملکى جامه اى و حله اى ، و تنگى قبر او را وسعت مى دهد تا روز نفخ صور و به نمازگزار به عدد آنچه در آفتاب بر آن مى تابد حسنات مى دهد و چهل درجه مقامش را بالا مى برد.
((
براى برطرف کردن وحشت قبر از میت مستحب است نمازگزار دو رکعت نماز گزارد در رکعت اول حمد و آیه الکرسى و در رکعت دوم حمد و ده مرتبه انا انزلناه را بخواند و چون سلام دهد بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبر فلان به جان فلان ، نام میت را بگوید.
((حکایت ))
شیخ ما ثقه الاسلام نورى (نَوَّرَ الله مرقده ) در دارالسلام از استاد خود مولانا الحاج ملا فتحعلى سلطان آبادى عطر الله مضجعه نقل کرده که فرمود: عادت و طریقه من بر آن بود که هر کس از دوستان اهل بیت علیهم السلام که خبر فوتش را مى شنیدم در شب دفن او برایش دو رکعت نماز مى خواندم ، چه میت را بشناسم یا نشناسم و هیچ کس بر این کار من مطلع نبود تا آنکه روزى یکى از دوستان ، مرا در راهى ملاقات کرد و گفت : دیشب خواب دیدم فلان شخص را که در این ایام وفات کرده و از حال او و آنچه بعد از مرگ بر او گذشته پرسیدم گفت : من در سختى و بلا بودم تا آنکه فلانى برایم دو رکعت نماز خواند – و اسم شما را برد – آن دو رکعت نماز، مرا از عذاب نجات داد؛ به خاطر این احسانى که به من کرد خدا پدرش را رحمت کند. مرحوم حاج ملا فتحعلى فرمود آن شخص از من پرسید که آن نماز چه نمازى بود؟ پس من ، او را از کار دائمى خود براى اموات خبر دادم .
و نیز از کارهائى که براى وحشت قبر سودمند است مانند آنکه رکوع نماز را کامل کند چنانکه از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت شده که کسى که رکوع نماز خود را تمام کند گرفتار وحشت قبر نمى شود.
و نیز آنکه در هر روزى صد مرتبه بگوید: لا اله الا الله الملک الحق المبین تا بوده باشد براى او امانى از فقر و از وحشت قبر باشد و به سوى خود توانگرى را بکشد و گشوده شود درهاى بهشت چنانکه در خبر وارد شده است .
و نیز آنکه بخواند سوره یس را پیش از آنکه بخوابد، و آنکه بخواند نماز لیله الرغائب را؛ و من آن نماز را با بعضى از فضایل آن در مفاتیح الجنان در اعمال ماه رجب ذکر کردم .
و هر که عیادت کند مریضى را حق تعالى بر او ملکى مى گمارد که او را در قبر تا روز ورودش به محشر عیادت کند.
و از ابوسعید خدرى منقول است که گفت : شنیدم که حضرت رسول صلى الله علیه و آله به على مى فرمود: یا على شاد شود و مژده بده که براى شیعه تو وقت مردن نه حسرتى است و نه وحشت قبر و نه اندوهى در روز نشور.
عقبه دوم ، ضَغطَه و فشار قبر است
و آن عقبه اى است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ مى کند.
قال امیرالمؤ منین (ع): یا عباد الله ما بعد الموت لمن لا یغفر له اشد من الموت القبر فاحذروا ضیقه و ضنکه و ظلمته و غربته ؛ ان القبر یقول کل یوم انا بیت الوحشه انا بیت الدود، و القبر روضه من ریاض الجنه او حفره من حفر النار – الى ان قال – و ان معیشه الضنک التى حذر الله منها عدوه عذاب القبر؛ انه یسلط على الکافر فى قبره تسعه و تسعین تنینا فینهشن لحمه و یکسرن عظمه یترددن علیه کذلک الى یوم یبعث ؛ لو ان تنینا منها نفخ فى الارض لم تنبت زرعا. یا عباد الله ان انفسکم الضعیفه و اجسادکم الناعمه الرقیقه التى یکفیها الیسیر تضعف عن هذا.(۹)
و روایت شده است که حضرت صادق (ع) در آخر شب که از خواب بر مى خاست صدا را بلند مى نمود به حدى که اهل خانه بشنوند و مى گفت : اللهم اعنى على هول المطلع و وسع على ضیق المضجع و ارزقنى خیر ما قبل الموت و ارزقنى خیر ما بعد الموت .
و از دعاهاى آن حضرت است : اللهم بارک لى فى الموت ، اللهم اعنى على سکرات الموت ، اللهم اعنى على غم القبر، اللهم اعنى على ضیق القبر، اللهم اعنى على ظلمه القبر اللهم اعنى على وحشه القبر، اللهم زوجنى من الحور العین .
بدان که عمده عذاب قبر از بى توجهى به نجاسات و نمامى و سخن چینى و غیبت و دور شدن مرد از خانواده خود است . و از روایت سعد معاذ استفاده مى شود که بدخلقى مرد با خانواده خود و درشت گوئى با آنها، سبب فشار قبر مى شود.
و در روایتى از حضرت صادق (ع) مرویست که هیچ مؤ منى نیست مگر آنکه از براى او فشار قبر است . و در روایت دیگر است که از کفاره آن ، نعمتى است که آن مؤ من تضییع کرده .
و شیخ صدوق (رحمه الله علیه ) از حضرت صادق (ع) روایت کرده که مردى از علماى یهود را در قبرش نشاندند و گفتند: ما صد تازیانه به تو مى زنیم ، گفت : من طاقت ندارم . پس کم کردند تا رساندند به یکى و گفتند چاره اى از یک تازیانه نیست . گفت : به چه سبب مرا مى زنید؟ گفتند به سبب آنکه روزى نماز را بدون وضوء خواندى و بر ناتوانى گذشتى و او را یارى نکردى پس او را یک تازیانه از عذاب الهى زدند که قبرش پر از آتش شد.
و نیز از آن حضرت روایت کرده که هر مؤ منى که برادر مؤ منش از او چیزى بخواهد و او توانایى داشته باشد که خواسته او را بر آورد ولى چنین نکند خداوند در قبر مار بزرگى را بر او مسلط مى کند تا همیشه انگشتان او را بگزد و در روایت دیگر است که تا روز قیامت انگشتان او را بگزد.
چیزهایى که باعث نجات از فشار قبر است :
و اما چیزهایى که سبب نجات از فشار قبر و عذاب آن است بسیار است و ما در اینجا به چند مورد اکتفا مى کنیم .
اول : از حضرت امیرالمؤ منین (ع) روایت شده که هر که در هر جمعه سوره نساء بخواند از فشار قبر ایمن مى شود.
دوم : روایت شده که هر که به خواندن سوره زخرف ادامه دهد حق تعالى او را در قبرش از جانوران زمین و از فشار قبر ایمن گرداند.
سوم : از حضرت صادق (ع) منقول است که هر که بمیرد ما بین زوال روز پنج شنبه تا زوال روز جمعه حق تعالى او را از فشار قبر پناه دهد.
چهارم : از حضرت امام رضا (ع) منقول است که فرمود بر شما باد به نماز شب ، نیست بنده اى که آخر شب برخیزد و بجا آورد هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر و در قنوت وتر هفتاد مرتبه استغفار کند تا آنکه او را از عذاب جهنم و قبر پناه داده شود و عمرش ‍ طولانى و زندگیش وسیع گردد.
پنجم : از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مرویست : هر که (الهیکم التکاثر) را در وقت خواب بخواند، از عذاب قبر نگه داشته شود.
ششم : آنکه در هر روزى ده مرتبه ((اعددت لکل هول لا اله الا الله )) (تا آخر) بخواند، از عذاب قبر نگه داشته شود.
هفتم : آنکه در نجف اشرف دفن شود، زیرا از خواص تربت شریف آن است که عذاب قبر و حساب منکر و نکیر از کسى که در آن مدفون شود ساقط مى شود.
هشتم : از چیزهایى که نافعست براى رفع عذاب قبر، گذاشتن جریدتین یعنى دو چوب تر است با میت . و روایت شده که عذاب از میت مادامى که آن چوب تَر است برطرف مى شود. و نیز روایت شده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله بر قبرى گذشتند که صاحب آن عذاب مى شد. پس ‍ حضرت طلبیدند جریده یعنى شاخ درختى که برگش را کنده بودند دو نصف کرد، نصفى را زیر سر میت گذاشت و نصف دیگر را زیر پاهاى او. و نیز آب پاشیدن بر قبر سودمند است زیرا مادامى که ترى در خاک قبر باشد عذاب از صاحب آن برداشته مى شود.
نهم : آنکه روز اول رجب ده رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید تا از فتنه قبر و عذاب روز قیامت محفوظ بماند. و در شب اول ماه رجب بعد از نماز مغرب ، بیست رکعت با حمد و توحید خواندن براى رفع عذاب قبر نافع است .
دهم : آنکه چهار روز از ماه رجب روزه بگیرد، و همچنین است روزه گرفتن دوازده روز از شعبان .
یازدهم : از چیزهائى که سبب نجات از عذاب قبر است خواندن سوره (تبارک الملک ) است بالاى قبر میت ؛ چنانکه قطب راوندى از ابن عباس ‍ نقل کرده که مردى خیمه اى روبروى قبرى بر پا کرد و ندانست که آن ، قبر است ؛ پس خواند سوره (تبارک الذى بیده الملک ) را. آنگاه شنید صیحه زننده اى که گفت : این سوره نجات بخش است . پس این مطلب را به حضرت رسول صلى الله علیه و آله عرض کرد. آن حضرت فرمود: آن سوره نجات دهنده از عذاب قبر است . و شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده که فرمود: سوره ملک مانعه است ، یعنى از عذاب قبر منع مى کند.
دوازدهم : از دعوات راوندى نقل شده که حضرت رسول خدا فرمود: هر کس نزد قبر میتى که دفن شده بایستد و سه مرتبه بگوید: اللهم انى اساءلک بحق محمد و آل محمد ان لا تعذب هذا المیت خداوند تا روز دمیدن در صور عذاب از میت را بر مى دارد.
سیزدهم : شیخ طوسى در (( از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که هر که در شب جمعه دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت حمد و پانزده مرتبه ((اذا زلزلت )) را بخواند حق تعالى او را از عذاب قبر و از هولهاى روز قیامت ایمن بدارد.
چهاردهم : و نیز از براى رفع عذاب قبر خواندن سى رکعت نماز در شب نیمه رجب نافع است که در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید ده مرتبه ، بخواند و همچنین است در شب شانزدهم و شب هفدهم رجب ، و نیز آنکه در شب اول شعبان صد حمد و توحید و صد رکعت نماز بخواند و چون از نماز فارغ شود پنجاه مرتبه توحید را بخواند و آنکه در شب بیست و چهارم شعبان دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت حمد یک مرتبه ((اذا جاء نصر الله )) ده مرتبه بخواند، و براى روز نیمه رجب پنجاه رکعت به حمد و توحید و فلق و ناس وارد است که براى رفع عذاب قبر نیز نافع است مانند صد رکعت نماز شب عاشورا.
عقبه سوم سؤ ال منکر و نکیر است در قبر
از حضرت صادق (ع) روایت شده که فرمود: کسى که سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست . آن سه چیز عبارتند از: معراج ، سؤ ال در قبر و شفاعت .
و روایت شده که آن دو ملک به هیئت هولناک بیایند، صداى ایشان مثل رعد غرنده و چشمهایشان مثل برق خیره کننده باشد؛ سؤ ال کنند که پروردگارت کیست ؟ و پیغمبرت کیست ؟ و دینت چیست ؟ و نیز سؤ ال کنند از ولى و امام او، پس در آن حال چون جواب دادن بر میت سخت و محتاج است به کمک ، لاجرم براى مرده دو جا تلقین ذکر کرده اند: یکى وقتى که او را در قبر مى گذارند و بهتر آنست که ، به دست راست ، دوش راست ، و به دست چپ ، دوش چپ او را بگیرند و حرکت دهند و تلقین کنند. و دیگر وقتى که او را دفن کردند، مستحب است که ولى میت یعنى نزدیکترین خویشان او بعد از آنکه مردم از سر قبر او برگردند نزد سر میت بنشیند و با صداى بلند او را تلقین کند و بهتر است که دو کف دست را روى قبر گذارد و دهان را نزدیک قبر برد، و اگر دیگرى را نائب کند نیز خوب است ؛ و وارد شده است که چون این تلقین را کند منکر به نکیر مى گوید: بیا برویم تلقین حجتش کردند احتیاج به پرسیدن نیست پس برمى گردند و سؤ ال نمى کنند.

درباره سید جواد منصوریان

سلام. من سید جواد منصوریان درسال1359در استان قم متولد شدم. تحصیلاتم را در مقطع دبستان در شهر خودم و مقاطع بالاتر را تا دیپلوم در مدرسه شهید محبی تهران به پایان رساندم.در سال92ازدواج کردم و از علایقم هم اگر بخواهم بگویم عاشق خواندن رمانهای مهیج، فیلم های پلیسی، گوشدادن به رادیو، و کار با کامپیوتر هستم. راه های تماس با من ایمیل javad4547@gmail.com و شماره تماس 0933 751 0827 میباشد.
این نوشته در ادبی, دسته‌بندی نشده, کتاب, کتاب متنی, مذهبی ارسال و , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

2 پاسخ به دنیای پس از مرگ قسمت اول

  1. کدبانو می‌گوید:

    سلام.
    خیلی جالبود و تکان دهنده.
    واقعا اگر ما بیشتر به این فکر کنیم که سرنوشت مون آخرش مرگه دنیای قشنگ تری خواهیم داشت.
    بازهم متشکرم از این پست تحول آور.
    امیدوارم که چنین پستهایی ادامه داشته باشه تا ما بیشتر به خودمون بیاییم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً این معادله ی امنیتی رو هم حل کنین تا مطمئن بشیم یه وقت خدایی نکرده رباط نیستین! *