مستقل باشیم۴

«این مطلب، پیشتر در سایت کشور عشق منتشر شده بود ولی به دلیل انحلال آن سایت، به آرشیو دنیای سپید افزوده گردید.»

به نام خالق زیباییها.
یک سلام پر انرژی به همه نابینایان موفق و مستقل.
عید مبعث رو به تکتکتون تبریک میگم.
امیدوارم که زیر سایه مهر گستر خدا وند با تمام وجود احساس نشاط کنید انشاالله.
در جلسات قبل قول دادیم که طرز پوست کندن میوه را آموزش دهیم, تا صحبت به درازا نکشیده و رشته کلام از دستمان خارج نشده آن را به عنوان اولین نکته آموزش میدهیم.
برای تمرین دو پیشدستی و یک چاقو لازم داریم, سعی کنید دفعات اول در خلوت این کار را تمرین کنید چون ممکن است در دفعات اولیه به نتیجه مطلوب نرسیم و حد اقل
کسی نباشد که از او خجالت بکشیم. مثلا دفعه اول در اتاق خودتان, وقتی به نتیجه رسیدید در حضور یکی از اعضای خانواده, و بعد درمیهمانی.
اگر شخصی که برای اولین بار کار شما را میبیند مادرتان باشد خیلی بهتر است,چون شما بدون خجالت میتوانید نقص کارتان را از وی بپرسید.
خب برویم سر آموزش.
فرض کنیم میوه مورد نظر پرتقال باشد.
یکی از پیش دستی ها را مقابل خود بگذارید,چاقو را در دست راست و میوه را در دست چپ بگیرید,اگر دقت کنید میبینید که پرتقال سر و تهش مشخص است آن را طوری در دست
بگیرید که سر آن طرف راست باشد,لبه تیز چاقو را کنار سر پرتقال قرار داده و سعی کنید آن را خیلی آرام در میوه فرو کنید,وقتی که از جای گرفتن چاقو در میوه مطمین
شدید به آرامی آن را بچرخانید,فرو رفتگی چاقو باید سطحی باشد و فقط پوست را شیار دهد و به خود میوه نرسد,یک دور کامل بزنید تا سر پرتقال از آن جدا شود,همین
کار را با ته پرتقال انجام دهید,حال شما سر و ته میوه را زده اید,آن را طوری در دست بگیرید که سر آن به سمت بالا و ته آن به سمت پاین باشد,چاقو را به صورت عمودی
بگیرید و روی پوست میوه از بالا به پایین به آرامی بکشید به صورتی که از سر تا ته میوه را شیارهایی موازی به صورت عمودی ایجاد کنید,مواظب باشید فقط پوست میوه
بریده شود و به مغذ نرسد که ممکن است آب میوه از آن خارج شده و دست شما را نوچ و کثیف کند,خب حالا که دور میوه را خطهایی از بالا به پایین کشیدید چاقو را کنار
بگذارید و با دست پوست بین دو شیار را بگیرید,نترسید بیناها هم همین کارا میکنند.وقتی دور پوست میوه شیارهای سطحی ایجاد میکنید پوست به راحتی آب خوردن کنده
میشود.
پوستهارا در پیش دستی اولی ریخته اید آن را کنار بگذارید و به سراغ دومی بروید,میوه را در آن بگزاریدچاقو را بردارید و در دست راست بگیرید و آن را به تکه هایی
کوچک تبدیل کنید, هرکس اندازه دهان خود را میداند.
بیناها میوه را کف پیش دستی گذاشته و با یک دست چاقو را روی آن میکشند و برش میدهند اما من با دست چپ یک سمت میوه را میگیرم و با دست دیگر برش میزنم چون ممکن
است میوه از زیر دست من سر بخورد و من دقیقا ندانم کجاست.
شما هر طور راحتید عمل کنید.
در هر جلسه یک میوه را قبل از هر نکته آموزش خواهیم داد انشاالله.
خب برویم به سراغ نکات بعد.
یکی از دغدغه های ما نابینایان غذا خوردن در میهمانی هاییست که خیلی با آنها رو دربایستی داریم.
روزهای اول ازدواجم ما را برای پا گشا و رسوم این چنینی زیاد دعوت میکردند. سعی میکردم قبل از خوردن غذا خودم را با میوه و شیرینی که خوردنشان آسانتر است سیر
کنم تا اگر کسی پرسید چرا کم غذا میخوری؟ بهانه ای برای این کارم داشته باشم.
میدانید چرا؟ چون من بلد نبودم با چنگال غذا بخورم.
غذاهای خورشی خوردنش آسانتر بود چون نیازی به این چنگال لعنتی نداشت, اما وایی از مواقعی که جوجه کباب و یا کوبیده بود. آن وقت باید عذا میگرفتم که چه بهانه
ای بیاورم. خلاصه اوضاعی داشتم.
تا اینکه یک روز که در حال آشپزی بودم باید مرغ آبپز شده را برای درست کردن آن غذا ریش ریش میکردم.
پیش خودم گفتم خب بیا تمرین کنیم ببینم این بیناهای نامرد چطور از این چنگال نفرین شده استفاده میکنند که در این میهمانی ها بدون خجالت تا زیر چشمشون غذا میخورند
و از آن لذت میبرند؟
تکه بزرگی از مرغ را در یک ظرف گذاشتم و کلی با قاشق و چنگال با آن کلنجار رفتم تا اینکه به نتیجه دل خواه رسیدم.
از آنجایی که مادرم در دست رس نبود که نتایج این عمل شاقم را ارایه دهم مجبور شدم این ریسک را بکنم و در یک مهمانی خودمانی که در منزل خواهر شوهرم بود انجامش
دهم.
خواهرشوهرم آنقدر با من صمیمیست که من گاهی اوقات فراموش میکنم که او یک خواهرشوهر است. اگر بگویم من بیشتر کارهایی که بلدم را مدیون اویم دروغ نگفته ام.
خلاصه بعدا از او راجع به کارم پرسیدم و او خیلی خونسرد جواب داد: خب ما هم همینجوری میخوریم دیگه.
همه ی اینها را گفتم تا خیالتان راحت شود که این راه صد در صد تضمینیست نگران نباشید.
خب برویم سر قاشق و چنگال و غذا خوردن با آنها.
شما قاشق را در دست راست و چنگال را در دست چپ بگیرید,به آرامی چنگال را روی گوشتی که در بشقابتان هست بکشید تا اندازه تقریبی آن را به دست آورید,بعد چنگال
را در قسمت انتهای گوشت فرو کنید و با قاشق سعی کنید آنقسمتی که بینچنگال و ظرف قرار گرفته را جدا کنید خیلی راحت گوشت به تکه های کوچک تبدیل میشود و حسرت خوردنش
را به دل شما نخواهد گذاشت.
این کار هم مانند پوست کندن میوه تمرین و تجربه لازم دارد ولی خدایی خیلی راحت است.
نکته بعد, به خاطر دارید که در جلسه قبل گفتم همیشه دستمال کاغذی به همراه داشته باشید؟
حتی بعد از خوردن غذا هم به کارتان می آید چون اگر هنگام خوردن غذا از قاشق چنگال استفاده کنید و دستتان نیازی به تمیز شدن نداشته باشد حتما بعد از خوردن غذا
دور لبتان زرد رنگ و کثیف میشود و این بینا و نابینا هم ندارد.
ولی خب این بیناهای ناقلا سریع خود را به آب رسانده و صورت خود را میشوییند اما تا کسی پیدا شود و ما را تا آنجا راهنمایی کند صورتمان کثیف میماند.
در بعضی از میهمانی ها دستمال سر سفره میگذارند اما همه جا اینطور نیست.
خوب است همیشه دستمال داشته باشیم تا فورا دهانمان را تمیز کنیم.
امروز از هر دری سخنی گفتم, ببخشید که این قدر مطالب را در هم مینویسم.
آخر میدانید چرا؟ من بعد از این که پستی را در سایت قرار میدهم به این فکر میکنم که در جلسه بعد را جع به چه چیز صحبت کنم؟
از این رو هر نکته ای که به ذهنم میرسد را به صورت فهرست وار در جایی یاد داشت میکنم تا فراموش نکنم.
البته تقصیر از شما هم هست, اگر شما در نظراتتان به من بگویید که در چه زمینه ای مشکل دارید من موضوعات بیشتری دارم تا در موردش بنویسم.
انشاالله در جلسه آینده قصد داریم را جع به رفتار درمکان عمومی و راه رفتن در خیابان با فردی بینا صحبت کنیم.
فراموش نکنید که این نکات همه و همه از تجربه های شخصی من است و اگر کسی تجربه ای مشابه و یا عکس این نکات را دارد میتواند در نظرات درج کند.
به امید موفقیت تک تکتان.

درباره کدبانو

مریم حسنی هستم خانه دار و امیدوارم در زمینه هایی که به لطف خدا مستقلم بتوانم برای دوستان مفید واقع شوم. مهارتهای من استقلال فردی، خانه داری آشپزی و دستی هم در پخت شیرینی جات دارم.
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفاً این معادله ی امنیتی رو هم حل کنین تا مطمئن بشیم یه وقت خدایی نکرده رباط نیستین! *